تبليغاتX
زمین پاک،فضای مجازی یک دوستدار محیط زیست
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387
شكار تروفه،مدافع يا مهاجم؟!

همراه با پيشرفتهاي بشر و رسيدن به خودكفايي غذايي(از منظر توليدات گياهي و حيواني) آرام آرام شكار براي گوشت معناي حقيقي خود را از دست داد و كم كم مقوله شكار با نقدهايي از طرف سازمانها و حتي عموم مردم به دلايل گوناگون از جمله كم شدن تعداد وحوش مواجه شد.از آنجا كه شكار براي تفريح در اكثر نقاط جهان در حال به زير سوال رفتن بود،شكار گران بر آن شدند تا به نوعي جديد و رنگ و بويي عوام فريبتر ظاهر شوند تا بعلاوه ارضا شدن هوسشان بتوانند افكار عموم را هم با خود همراه سازند.اين بود كه شكار ورزشي يا همان تروفه به ارمغان آمد و متاسفانه اين نوع شكارگران توجيهاتشان آنقدر زيبا و عوام فريب بود كه در اكثر موارد توانستند عموم را با خود هم سو و هم صدا نمايند وآنچنان تعريفي از شكار عرضه كردند كه نه تنها ديگر مهاجم به طبيعت طلقي نشوند بلكه عده كثيري هم ايشان را مدافعان جان باخته طبيعت قلمداد كنند!

شكار ورزشي(تروفه)بر اساس تعريفي،شكار حيوانات نر،پير وسالخورده است كه در راستاي اين امر سازمانهاي متعددي در جهان تشكيل شده و به ركوردگيري و ثبت بهترين شكارها(سن،زيبايي و ...)در كتابها،اهداي جوايز و مدال و ديپلم به اين قبيل شكارگران مي كنند كه از مهمترين اين سازمانها مي توان به ROWLAND-WARDSبا بيش از 125 سال سابقه اشاره كرد كه هر چهار سال يكبار آمار برترين هاي شكار پنج قاره را در كتابي چاپ مي كند و نيز انجمن CIC و بون اند كراكت و نيز كاپ معروف ودربي در آمريكا كه هر چند سال يكبار به برترين شكارگر اهدا ميكنند.(مجله شكار/شماره 8/صفحه64)

گفته ميشود اين سازمانها در راستاي ممانعت از شكار حيوانات ماده و نرهاي جوان ويا تعداد كشي دست به چنين اقداماتي مي زنند،حال جاي پرسش وجود دارد كه آيا كساني جز شكارگران اين سازمانها را بنيان نهاده اند؟!

شكارگران ميگويند كه اين نوع شكار به جهت حفاظت از حيوانات ماده و نيز نرهاي جوان كه داراي قابليت باروري بالا و در نتيجه حفظ نسل هستند انجام ميگيرد،چرا كه حيوانات نر سال خورده علاوه بر آن كه خود قابليت باروري كافي ندارند،به علت وجود شاخ هاي بزرگ و سنگين و استفاده از آنها جهت منازعه بر سر ماده ها مانع جفت گيري نرهاي جوان با شاخ هاي كوچك و قابليت باروري بالا با ژني قوي و سالم مي شوند و لذا شكار آنها علاوه بر تحصيل تروفه اي ارزشمند توسط شكارچي و حفظ آثار طبيعي ملي(!) حكم هرس گياهان اضافي،پير و غير بارور توسط باغبان در باغ را دارد(مجله شكار/شماره 8/صفحه65)

شايد اين جملات در نظر اول بسيار مقبول بيايد اما،همين چند سطر كافيست تا توجيهي باشد براي جمعيت رو به انقراض گوشتخواران بزرگ ايران،در واقع انسان با شكار،ناخواسته تبديل به رقيب اصلي صاحبان اولين حلقه از زنجيره غذايي كه همانا حيوانات گوشتخوارند مي شود و در طول تاريخ نيز ثابت شده است كه هيچ حيواني قدرت رقابت با انسان دوپا را نداشته و نخواهد داشت.

آن كل،قوچ يا گوزن پيري كه قرار است با شليك گلوله يك شكارگر هرس شود،در واقع سهم پلنگيست كه خداوند باغباني كوه و جنگل را در فطرتش نهاده است و همه مي دانيم كه اولين گزينه غذايي براي حيوان گوشتخوار پيرترين و آسيب پذير ترين عضو گله محسوب مي شود.

آن قوچ نر سالخورده شايد شاخهاي مهيبي داشته باسد كه نرهاي جوان را بترساند اما در عوض به چالاكي جوانان توان گريز ندارد و حيوان گوشتخوار اين موضوع را خيلي بهتر از من و شما درك ميكند!

مشكل اصلي اين است كه در اكثر موارد به پيش پاي خود مي نگريم و اصلا به چشمانمان زحمت نگاهي دقيق را نمي دهيم؛ما شايد با شليك گلوله به پير ترين عضو گله كل ها در نظر نخست به گله خدمت كنيم اما با نگاهي موشكافانه تر در مي يابيم ،اين عمل نه تنها خدمت نيست بلكه مصادف است با زدن زخمي جبران ناپذير و نابخشودني بر پيكر جمعيت پلنگان و يوزانمان!

پايا همان يوز قلاده گذاري شده اي كه مرداد ماه سال گذشته در درگيري با پلنگ كشته شد،آيا به دليل كمبود منابع غذايي نمرد؟!

مگر نه اين است كه در طبيعت يوز سعي مي كند از چشم پلنگ دور بماند(به دليل اندامي كوچكتر و نيروي بدني كمتر) با اين حال پايا آنقدر از گرسنگي به تنگ آمده بود كه خطر مبارزه با پلنگ را براي تكه اي گوشت به جان خريد! اين به چه معناست؟!

حال ما بر سر و صورتمان مي كوبيم كه اي واي يوز و پلنگمان در حال انقراضند.آيا نبايد به جاي قلاده گذاري به فكر ازدياد غذايشان باشيم؟

همان كل پيري كه دوستان شكارگرمان به بهانه شكار تروفه مي گويند شاخه اي خشك است كه بايد با گلوله هرسش كنند،آيا يكي از همان شاخه هاي خشك نمي توانست جان پايا را حفظ كند؟!

 

حال تصميم با شما خواننده عزيز است كه شكار(تروفه يا غير آن)را مدافع طبيعت بدانيد يا مهاجمش!

 

ارادتمند و كوچك شما

 

 


 

پينوشت:

1-نيت از اين متن خرده گيري و ايضاً طرح پيشنهاد براي حفاظت از يوز نبوده و نيست،چرا كه دوستان خود بهتر از من مي دانند كه چه بايد كرد،اما آوردن اين نكات براي دوستاني كه شكار تروفه را راهي براي كمك به محيط زيست كشورمان به حساب مي آورند لازم به نظر مي رسيد.

2-اصلاً ميلي براي نوشتن دوباره متني راجع به شكار نداشتم چرا كه اگر مثنوي هفتاد من كاغذ هم از بدي هاي شكار و توجيهات منطقي بر ضد شكار بياوريم،شكارگران همچنان راه خويش را خواهند رفت و بدان دليل آنقدر توجيهات زيبايي براي ارضاي هوس خود گرد آورده اند كه سخنان خود را به سان الفاظي آسماني طلقي كرده و هر گونه نقدي بر ايشان هر چند هم منطقي باشد باعث جبهه گيري و نارضايتي آن دوستان مي گردد.اما ديدن عكس العمل دوستي نسبت به مسئله شكار باعث شد مجدداً و تنها براي توجيه ايشان متن حاضر را(همراه با كاستي هاي فراوانش كه به بزرگي خود خواهيد بخشيد) به رشته تحرير در آورم.

 

 

  

+ نوشته شده در 16:27 توسط پیام شهابی.